نوشته شده توسط : کمالی

 

 

 

تربیت کودکان کار دشواری است. به طور مثال پسر بچه ای را مجسم کنید که وسط یک فروشگاه شلوغ شروع به پرخاشگری می کند و جسورانه به والدینش پاسخ می دهد. در چنین مواقعی حتی والدینی که خیلی در مورد تربیت فرزندشان به خود اطمینان دارند نیز مأیوس و دلسرد می شوند و به دنبال روش و کلمات مناسبی می گردند تا کودک خود را آرام کنند. به شما اطمینان میدهم که با استفاده از پاره ای روشها می توانید در شرایطی که فرزندتان بدرفتاری میکند خونسردی خود را حفظ نمایید و شیوه ای مناسب در پیش گیرید، بخصوص هنگامی که با این پنج مسئله تربیتی مواجه می شوید :

 

 

بهانه گیــــــــری و نق نق کـــــــردن

بهانه گیری معمولاً در بین خردسالان، به ویژه  قبل از این که بتوانند به خوبی صحبت کنند ، رایج است. این کار یکی از معدود راه هایی است که توسط آن می توانند نارضایتی و خشم خود را از آنچه که نمی توانند به دست آورند ابراز کنند. هر قدر هم که این مسئله  ناراحت کننده باشد، والدین باید بدانند که علت بهانه گیری کودکشان فقط دیدن عکس العمل از جانب آنها نیست ( گرچه علت اصلی آن همین است ولی حتی کودکان دبستانی هم وقتی که به مقصودشان نمیرسند ) با بهانه گیری، احساسات درونی خود را آشکار می کنند و در نتیجه آرامش می یابند .

 

 

چگــــونه با آن کنار بیایید

وقتی کودک خردسال شما شروع به بهانه گیری و نق نق کرد، از او بخواهید که به صورتهای مختلف ابتدا در گوشی، بعد به آهستگی و سپس خیلی بلند و ... چیزی را که میگوید، تکرار نماید.این روش درست مثل یک بازی توجه او را جلب خواهد کرد و بهانه گیری را فراموش خواهد نمود. در مورد کودک دبستانی خود میتوانید از چند روش کلی استفاده کنید. به محض اینکه شروع به بهانه گیری کرد، حرف او را قطع کنید و به آرامی بگویید: "داری نق نق و بهانه گیری میکنی و من گوش نمیکنم ، پس بهتر است که آرام و  شمرده صحبت کنی . " اگر باز هم ادامه داد، دوباره درخواست خود را تکرار کنید. اگر شیوه  گفتار خود را تغییر داد با بیان جمله ای او را تشویق کنید. می توانید بگویید: " وقتی بدون نق نق کردن بگویی که چه می خواهی، بیشتر دوستت خواهم داشت."  اگر در چنین مواقعی عصبانی می شوید،هیجان صدای خود را فرو ببرید و فراموش کنید که چقدر دلتان می خواهد فریاد بزنید. به خاطر بسپارید که با مهار عکس العمل خود می توانید ارتباط بهتری با فرزندتان برقرار کنید. بعد به او بگویید که می دانید دلیل ناراحتی اش چیست و از این طریق با او به توافق برسید. به عنوان مثال فرض کنید چون به فرزندتان اجازه نداده اید که قبل از نهار شیرینی بخورد، ناراحت شده است، پس شیرینی را در جایی قرار دهید که بتواند آن را ببیند و به او قول دهید که پس از خوردن غذا به او شیرینی می دهید .

 

 

اقـــــدام پیشگیــــــــــرانه

هنگامی که فرزندتان واضح و محکم صحبت می کند به او گوش دهید و تحسینش کنید. با این عمل به او یاد می دهید که اگر بدون بهانه گیری چیزی بخواهد زودتر آن را به دست خواهد آورد .

 

 

پــــــرخاشگـــری  

والدین گاهی به علت پرخاشگری فرزند خود عصبانی می شوند، نه فقط به این دلیل که اغلب در مکان های عمومی با بدخلقی کودک خود مواجه می شوند، بلکه بدین سبب که احساس می کنند روی رفتار کودک خود و شرایط موجود کنترل ندارند. خوشبختانه کج خلقی های کودکان با رسیدن به سن مدرسه کاهش می یابد. زیرا می توانند راه حل های بهتری در مواجهه با شکست و ناکامی پیدا کنند .

 

 

چگـــــونه با آن کنار بیایید

روش مؤثر برای از بین بردن پرخاشگری ، آن است که از ابتدا آنرا مهار کنید. وقتی که در مقابل پرخاشگری کودک خود با خشم و عصبانیت عکس العمل نشان دهید ، به طور غیر مستقیم به او می آموزید که عصبانیت وسیله کارسازی برای دست یافتن به اهداف است . در عوض می توانید بگویید: " وقتی از گریه کردن دست برداشتی در مورد آن با هم صحبت می کنیم و راه حلی می یابیم. " و به اتاق دیگری بروید. اگر فرزند شما خیلی کوچک است و نمی توانید او را تنها بگذارید ، پیش او بمانید. اگر به طرف شما آمد ، او را بغل کنید ولی تا وقتی که آرام نشده چیزی را که می خواهد به او ندهید. خود را به کار دیگری مشغول کنید . به عنوان مثال مطالعه کنید. با این کار به او می فهمانید که تا آرام نشود نمی تواند توجه شما را جلب کند. اغلب پرخاشگری های بچه ها، اگر مخاطب مورد نظر حضور نداشته باشد، زودتر متوقف می شود. در صورتی که کودک شما در یک مکان عمومی شروع به بدخلقی و پرخاشگری کرد، بدون توجه به نگاه ها ی مردم او را به گوشه ای خلوت ببرید و منتظر شوید تا آرام شود. به او بگویید: " اینجا پیش تو می مانم تا وقتیکه آرام شوی و با هم صحبت کنیم. " اگر بعد از سه یا چهار دقیقه باز هم به فریاد و گریه خود ادامه داد ، او را بردارید و از آن مکان خارج شوید .

 

 

اقــــدام پیشگیــــــــرانه

پرخاشگری ها همیشه قابل پیش بینی نیستند. کودکان به دلایل مختلفی این کار را انجام می دهند. به عنوان نمونه سه دلیل شروع پرخاشگری را ذکر می کنیم :

  •  هنگامی که کودک شما چیزی می خواهد ولی نمی تواند آنرا بدست آورد.
  •  وقتی یادگیری انجام کاری برایش دشوار باشد.
  •  وقتی که خسته شده باشد.

پس با اجتناب از عواملی که ممکن است به بهانه گیری منجر شود، می توانید از وقوع تنش جلوگیری کنید. اگر می بینید کودک خردسالتان می خواهد با پازلی که خواهر بزرگترش انجام می دهد بازی کند ، یا به او در این بازی کمک کنید و یا اینکه توجهش را به بازی دیگری که بیشتر مناسب سنش باشد، جلب کنید. از کودک خود انتظاری بیش از آنچه که از عهده اش برمی آید نداشته باشید. خردسالان به این دلیل که قدرت تحمل زیادی ندارند، نمی توانند خود را برای مدت طولانی سرگرم کنند. بنابراین کودک خردسال خود را در ساعات شلوغ روز و در صف های طولانی به فروشگاه و یا بانک نبرید و اگر باید او را به جایی ببرید که می دانید معطل می شوید، برای سرگرمی او اسباب بازی و خوراکی همراه ببرید .

 

 

دعـــــــــــوای میــــــان فــــــــــرزندان

رقابت و هم چشمی میان فرزندان یک خانواده، پاسخی طبیعی به داشتن رقیب دائمی در جلب محبت پدر و مادر است. اگر دعوای آنها مهار نشود، روی روابط عاطفی میان فرزندان اثر می گذارد و شور و نشاط آنها را از بین می برد .

 

 

چگـــونه با آن کنار بیایید

بهترین راه برای مبدل کردن دعوای میان کودکان به صلح و آرامش، این است که ابتدا آنها را از یکدیگر جدا کنید تا آرام شوند. سعی نکنید میان آنها قضاوت کنید، حتی اگر شاهد بوده باشید که یکی از بچه ها، دیگری را عمداً تحریک کرده و دعوا را شروع کرده است.( باید برای تصحیح این رفتار، روش تربیتی مناسبی را اتخاذ نمایید.) در غیر اینصورت یا طرف یکی از آنها را میگیرید و یا اینکه به میدان دعوا کشیده میشوید که هیچکدام از آنها کمکی به شما نخواهد کرد .

 

اقــــــــــدام پیشگیـــــــــــــــرانه

رقابت میان کودکان خود را نمی توانید بطور کامل از بین ببرید ولی می توانید از شدت آن بکاهید. احترام به علائق یکدیگر را به کودکان خود تأکید کنید. به آنها بیاموزید که نسبت به مالکیت شخصی یکدیگر احترام قائل شوند و چیزی را که به خواهر یا برادرشان تعلق دارد ، بدون اجازه بر ندارند. هیچوقت کودکان خود را با هم مقایسه نکنید. در موقعیت هایی که معمولاً بین کودکان اختلاف ایجاد می شود، مقرراتی وضع کنید. به عنوان مثال جای هر یک را بر صندلی ماشین از قبل تعیین کنید و یا مشخص کنید که هر یک از آنها چه ساعتی می توانند برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود را ببینند .

 

 

بازیگــــــــوشـــــــــی

فرض کنید که با کودک پیش دبستانی خود قرار گذاشته اید که بعد از مسواک زدن به رختخواب برود تا قبل از خواب برایش قصه بگویید. ولی بیست دقیقه بعد می بینید که می خواهد ماشین های اسباب بازی خود را در دستشویی بگذارد. احتمالاً تا به حال چیزی شبیه به این موضوع را تجربه کرده اید. دلیل آن این است که مفهوم گذشت زمان برای خردسالان کاملاً با بزرگسالان متفاوت است. وقتی که آنها غرق در انجام کاری می شوند فکر می کنند تا وقتیکه فعالیت خود را به اتمام نرسانده اند زمان از حرکت خود باز ایستاده است. بنابراین بازیگوشی آنها تا زمانیکه خواندن ساعت را بیاموزند تمامی ندارد. گاهی پدر و مادرها می بایست به بچه های خود گوشزد کنند که وقتشان را تلف نکنند .

 

چگـــــــونه با آن کنار بیایید

اگر می خواهید فرزند خود را از فعالیتی وارد فعالیت دیگری کنید چیزی در این مورد به او نگویید. به عنوان مثال شب هنگام به جای این که به او بگویید که موقع خواب است، او را با گفتگو راجع به کارهایی که در طول روز انجام داده است مشغول کنید. او هم غرق در صحبت می شود و متوجه نخواهد شد که چه وقت از دستشویی بیرون آمده و به رختخواب رفته است.

 

روش دیگــــــــــــر :

چون درک مفهوم زمان برای کودکی که هنوز به مدرسه نرفته است به زمان فعالیت هایی از قبیل خوردن آب میوه، زمان خواب، زمان استحمام بستگی دارد، از اینرو می توانید برنامه بعدی را در طول روز برایش توضیح دهید و به این ترتیب سرعت حرکتش را بالا ببرید. به عنوان مثال به او بگویید: " بیا لباس خوابت را بپوش تا بتوانیم کتابی انتخاب کنیم و بخوانیم." اگر می خواهید کودک خود را به انجام کاری تشویق کنید، مثلاًِ می خواهید که اسباب بازی هایش را جمع کند، می توانید آن فعالیت را به صورت بازی در آورید و بگویید:" ببینم می توانی تا 50 که شمردم اسباب بازیهایت را جمع کنی ! " او را مسئولیت پذیر سازید. اگر عجله دارید به او بگویید که دیرتان شده است و به کمک او احتیاج دارید. از او بخواهید که کیف شما را دم در بگذارد و ظرف غذای خودش را از یخچال بیرون بیاورد. اگر این روش نیز در مورد کودک دبستانی و بازیگوش شما مؤثر واقع نشد ، از روش جدیدتری استفاده کنید. لباسش را تنش کنید، با موهای شانه نشده و نامرتب با بسته های بیسکویت یا میوه او را به موقع به مدرسه برسانید. با این روش به فرزند خود می آموزید که هر چقدر هم که مقاومت کند، بعضی کارها مانند به موقع حاضر شدن برای سرویس مدرسه را باید در زمان خودش انجام دهد .

 

 

اقــــــــــدامات پیشگیــــــــــــرانه

هنگامیکه می بینید کودک شما به تلویزیون توجهی ندارد و اسباب بازی هایش را گوشه ای رها کرده است، بیشتر مستعد انجام کارها و وظائف خود می باشد. بنابراین لوازمی را که موجب حواس پرتی او می شوند جمع کنید و به طور واضح به او بگویید که انتظار انجام چه کاری را از او دارید. توجه کنید که کودک شما تمام وسایل مورد نیاز خود را برای انجام کارش در اختیار داشته باشد. به عنوان مثال اگر از او می خواهید که دندان هایش را مسواک کند باید مسواک، خمیر دندان و آب را در دسترس او قرار دهید. راه دیگر جلوگیری از بازیگوشی فرزندتان این است که از شب قبل لباس و دیگر لوازم مورد نیاز او را برای فردا صبح آماده کنید. با این کار نه تنها به کودک بازیگوش خود فرصت نخواهید داد که برای انتخاب لباسش شما را معطل کند بلکه صبح، قبل از بیرون رفتن از منزل ( به  خصوص در مورد خانم های شاغل ) بدون عجله کارهایتان را انجام خواهید داد. البته اگر این کار را هر روز به طور معمول انجام دهید، بهتر است. کودک خود را به انجام بعضی از کارها عادت دهید. مثلاً شب: ابتدا خوردن غذا، بعد شستن دندان و خواندن داستان قبل از خواب. صبح: ابتدا پوشیدن لباس، شانه کردن مو و مرتب کردن تختخواب، خوردن صبحانه .

 

 

حاضــــــــــر جوابــــــــی

کودک با شروع دو سالگی ، خود مختاری خویش را به حیطه آزمایش می گذارد که یکی از راه های انجام این کار حاضر جوابی به بزرگسالان است. کودک خردسال با گفتن " نمی خواهم" یا " نه" می خواهد نشان دهد که از دستورهای شما خسته شده است و استقلال بیشتری می خواهد. چگونه با این موضوع  کنار می آیید ؟ این موضوع پیچیده ایست. زیرا اولاً می خواهید که کودکتان اولین قدم های خود را به طرف خود مختاری بردارد ، ثانیاً نمی خواهید که گستاخی او را تأیید کنید، بنابراین با حالتی جدی به او بگویید : " نباید این طوری جواب بدهی، اگر با حرف من موافق نیستی اشکالی ندارد ولی باید مؤدبانه جواب بدهی ." برایش از جملات معترضانه مناسب مثالهایی بزنید. جملاتی مثل : " نظر من فرق دارد " یا " مخالفم " و غیــــره . به این طریق برایش روشن سازید که اگر دفعه بعد اینگونه صحبت کند ارزش خود را نزد شما از دست خواهد داد. اجرای این روش تربیتی را ادامه دهید. اجازه ندهید که گستاخی او ادامه یابد تا اینکه روزی مجبور شوید عکس العمل شدیدی از خود نشان دهید.

 

 

اقــــــــــدامات پیشگیـــــــــــرانه

اگر کودکتان مخالفت خود را مؤدبانه به شما ابراز کرد، به او توجه بیشتری کنید و به عقیده او احترام بگذارید و به او نشان دهید که برا ی عقاید او احترام قائلید و اگر نظر او مخالف نظر شماست هیچ اشکالی ندارد . نکته مهم این است که شما می بایست از نوع ارتباط خود آگاه باشید. اگر از آن دسته افرادی هستید که مخالفت خود را با دیگران به صورت تمسخرآمیزی بیان می کنند، پس نمی توانید از فرزند خود انتظار داشته باشید که رفتاری غیر از این داشته باشد. همین که فرزند شما بتواند خودش را بیشتر کنترل کند و یاد بگیرد که چگونه نیازها و نومیدی خود را از طرق سازنده به شما توضیح دهد، پرخاشگری، بهانه گیری و دیگر رفتارهای منفی او مسئله ساز نخواهد بود. به او یاد بدهید که بتواند به شما بگوید که چه احساسی دارد و چگونه فکر می کند. با انجام این روش رابطه ای قوی با فرزند خود ایجاد می کنید. چنین رابطه ای، هنگامی که فرزندتان به سن بلوغ میرسد، در حل مسائل به شما کمک زیادی خواهد کرد.



:: بازدید از این مطلب : 403
|
امتیاز مطلب : 46
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
تاریخ انتشار : 17 مهر 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : کمالی

روان شناسی کودک (Child Psychology)

 

نگاه اجمالی

بدون شک یکی از مهمترین و موثرترین دوران زندگی آدمی دوران کودکی است. دورانی که در آن

شخصیت (Personality) فرد پایه‌ریزی شده و شکل می‌گیرد. امروزه این حقیقت انکارناپذیر به اثبات رسیده است که کودکان در سنین پایین (طفولیت) فقط به توجه و مراقبت جسمانی نیاز ندارند، بلکه این توجه باید همه ابعاد وجودی آنها شامل رشد اجتماعی ، عاطفی ، شخصیتی و هوشی را دربر گیرد. این ابعاد عوامل تعیین کننده و اساسی یک انسان هستند که از دوران کودکی پایه‌گذاری و شکل می‌گیرند.

 

اهمیت روان شناسی کودک

روان شناسی کودک اهمیت خود را از کودک می‌گیرد، چرا که دوران کودکی انسان اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. شاید نگاهی به دوران کودکی انسان و توانائیهای نوزاد انسان در مقایسه با سایر موجودات اهمیت این دوران را آشکارتر ‌سازد. نوزاد انسان در میان سایر موجودات عالم طولانی‌ترین زمان را نیاز دارد که قابلیت‌ها و توانائیهای خود را پرورش و آشکار سازد. در واقع انسان حدود 18 سال اول زندگی خود را در حال رشد و تکامل در ابعاد مختلف است و این زمان طولانی و با‌ اهمیتی در زندگی انسان است.

از طرف دیگر ، نوزاد انسان با کمترین توانایی‌ها و امکانات (نظیر

بازتابها) به دنیا می‌آید و به مراقبت زیاد و شدیدی نسبت به سایر موجودات نیاز دارد (برای مثال در نظر بگیرید که چگونه گوساله گاو پس از به دنیا آمدن روی پای خود می‌ایستد، ولی نوزاد انسان حتی نمی‌تواند سر خود را راست نگه دارد). ابن مراقبت توسط پدر و مادر در وهله اول و توسط اطرافیان و جامعه در وهله دوم اعمال می‌شود، ولی این مراقبت بدون آگاهی ، دانش و آموزش شیوه‌های

فرزند‌پروری صحیح امکان ندارد و اهمیت روان شناسی کودک نیز از این دو موضوع (زمان طولانی رشد کودکی و شیوه‌های صحیح فرزند‌پروری) ناشی می‌شود.

 

اهداف روان شناسی کودک

روان شناسی کودک به عنوان یکی از زیر‌مجموعه‌های «

روان شناسی رشد» با هدف نگاه دقیق و علمی به کودک و نیازهای او و یافتن شیوه‌های صحیح پرورشی و آموزشی کودک از اولین سالهای تاسیس روان شناسی علمی مورد توجه بوده است. (البته موضوع کودک و مسائل مربوط به او همیشه مورد توجه بوده است). در طول این سالها روان شناسان زیادی نظیر

ژان پیاژه (Jean Piaget) ،

استانلی هال (Stanley Hall) به مطالعه و تحقیق در مورد جنبه‌های مختلف رشد کودک پرداخته‌اند.

موضوعات مورد مطالعه در روان شناسی کودک

 

مطالعه در مورد جنبه‌های مختلف رشد کودک

 

رشد یک فرایند چند بعدی است. این رشد شامل رشد جسمی ، رشد زبانی ،

رشد عاطفی ،

رشد شناختی (Cognitive Development) ،

رشد اجتماعی ،

رشد اخلاقی و

رشد شخصیتی است و توجه به مطالعه در مورد تمام این جنبه‌ها یکی از اهداف روان شناسی رشد است. اهمیت این توجه به تمام ابعاد رشدی باعث آگاهی و شناختی متعادل و چند‌بعدی در مورد کودک می‌شود و والدین و سایر افراد مرتبط با کودک را در درک و رفتار صحیح با کودک یاری می‌نماید.

 

مطالعه در مورد نیازهای کودک در سنین مختلف

کودکان دارای نیازهای (Needs) متعددی هستند و در سنین مختلف یکی یا چند مورد از این نیازها در مقایسه با سایر نیاز در اولویت می‌باشد. برای مثال ، در مرحله نوزادی (صفر تا دو سالگی) نیازهای جسمانی در اولویت قرار دارد. در حالیکه در دوران نوجوانی (سنین بعد از 12 سالگی) نیاز به

استقلال فردی در اولویت می‌باشد.

 

مطالعه در مورد شیوه‌های صحیح فرزند‌پروری

شیوه‌های صحیح فرزند‌پروری ، نحوه تعامل و روابط مناسب با فرزندان از مهمترین موضوعات برای روان شناسان کودک می‌باشد. بیشتر پدر و مادرها فرزند‌پروری را کاری ساده تلقی می‌کنند و بر این باور هستند که هر کسی می‌تواند از عهده این امر برآید. (البته این دیدگاه بیشتر در والدین بدون فرزند دیده می‌شود) اما فرزند‌پروری نیاز به آگاهی و آشنایی با نحوه عملکرد و اصول آن دارد و تحقیقات حوزه روان شناسی کودک اصول و روشهای متعددی را متناسب با سنین مختلف یافته است.




:: بازدید از این مطلب : 336
|
امتیاز مطلب : 72
|
تعداد امتیازدهندگان : 22
|
مجموع امتیاز : 22
تاریخ انتشار : 17 مهر 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : کمالی

 

 

                                                       

 

در تربيت مؤثر ، وجود حد و مرز براي بچه ها ضروري به نظر مي رسد. اگر ما آنها را درست راهنمايي كنيم، فرزندانمان آماده پذيرش مي شوند. چرا كه اساساً بچه ها مايلند والدين خود را خشنود سازند. اما اكثر ما در تعيين حد و مرز براي كودكانمان مهارتي نداريم. زياد صحبت مي كنيم ، بسيار عاطفي برخورد مي كنيم و نمي توانيم به طور واضح منظور خود را بيان كنيم. اگر مي خواهيد فرزندانتان از شما حرف شنوي داشته باشند ، مثلاً كتك كاري نكنند، اسباب بازيهايشان را مرتب كنند يا به موقع به رختخواب بروند، بهتر است ده  راهبرد زير را به كار گيريد.

 

 

۱- واضــــــح و روشن صحبت كنيد.

والدين براي حد و مرز گذاشتن و ادب كردن فرزندانشان سربسته و مبهم صحبت مي كنند ، مي گويند « مؤدب باش، اذيت نكن ، شلوغ نكن » . اين راهنمايي هاي كلي براي هر كودكي معني خاصي دارد. بچه ها از ما مي خواهند ، انتظاراتمان را به طور روشن و واضح بيان كنيم. حد و مرز مشخص به كودك مي گويد دقيقاً چگونه بايد رفتار كند. مثلاً در " كتابخانه آهسته صحبت كن ، وقتي از خيابان عبور مي كنيم دست مرا بگير يا موقع غذا حرف نزن". اين راهبرد  در واقع ميزان پذيرش و حرف شنوي كودكتان را افزايش مي دهد.

 

 

۲- انتخابهاي ديگــــر را به كـــودک پيشنهاد كنيد.

در بسياري موارد مي توانيد به فرزندتان فرصت يك انتخاب محدود شده بدهيد تا خودش تصميم بگيرد چگونه دستورات شما را انجام دهد. گاهي آزادي عمل در تصميم گيري ، به كودك احساس قدرت و تسلط مي دهد كه به تدريج مقاومت در برابر والدين را كاهش دهد. به طور مثال به او بگوييد : « الان وقت استحمام است. مي خواهي دوش بگيري يا در وان حمام كني ؟ » « مي خواهي نيم ساعت صبح ، نيم ساعت بعدازظهر رياضي تمرين كني ؟ يا يك ساعت صبح ؟ » از اين رو والدين بهتر و سريع تر مي توانند به كودك خود پيشنهاداتي بدهند. آنها انتخاب محدودي براي كودكان تعيين مي كنند. اما مي توانند تغييراتي در آن پديد آورند. به عبارتي ديگر اين گونه انتخابها محدود ، اما تغيير پذيرند.

 

 

۳- قاطــــــع باشيد .

زماني كه عدم پذيرش و سرپيچي رخ داده باشد و شايد كودك به خودش يا ديگران آسيب برساند. به موقعيت محدوده كننده قاطع نياز داريم. يك محدوديت قاطع به كودك مي گويد بايد رفتار نامطلوبش را متوقف كند و فوراً حرف شما را بپذيرد. مثلاً : « همين الان برو تو اتاقت » ، « بس كن اسباب بازيهايت را پرت نكن » . البته اين قاطعيت از طريق جديت در چهره و صدا به خوبي نمايان مي شود. همان طور كه نرمش بيش از حد والدين براي كودك مفيد نيست ، رفتار خصمانه والدين نيز براي آنها مضر است. اما قاطعيت مرز بين نرمش بيش از حد و رفتار خصمانه است.

 

 

۴- بــــر نقاط مثبت فـــــــرزندان تأكيد كنيد.

بچه ها بيشتر پذيراي فرمانهاي مثبت هستند تا منفي. به طور كلي بهتر است واضح و روشن به كودك بگوييد بايد چه كار كند . دستورات منفي مثل نرو، نريز ، نكن به كودك مي گويد چه چيزي قابل قبول نيست ، اما رفتاري كه از او انتظار مي رود را بيان نمي كند. والدين مستبد اغلب از فرمانهاي منفي استفاده مي كنند، در حالي كه والدين موفق دريافته اند بيشتر بايد از فرمانهاي مثبت استفاده كنند.

 

 

۵- بـــــــي طــــرفــــي خـــودتان را اعــــــــلام كنيد.

وقتي مي گوييد : « الان برو بخواب » ممكن است نيروي كشمكش شخصي بين او و شما ايجاد شود. روش بهتر اين است كه دستورات را به حالت غير شخصي بيان كنيد. به طور مثال به او بگوييد « ساعت نه است و وقت خواب تو » و به ساعت اشاره كنيد. در اين حالت هر اعتراض و حس ناخوشايندي پديد بيايد، بين كودك و ساعت است ، نه بين او و شما. يا هنگامي كه به او مي گوييد«:  خانه جاي توپ بازي نيست» او از اين قاعده ناراحت مي شود نه از شما .

 

 

۶- توضيح دهيد چـــــرا محدوديت لازم است.

مردم وقتي در مورد قاعده يا دستوري توجيه شوند ، بهتر مي توانند آن را بپذيرند ، اما در غير اين صورت آن را مستبدانه مي پندارند. بنابراين هنگامي كه براي اولين بار كودك را در موقعيت محدود كننده قرار داديد توضيح دهيد چرا فرزندتان بايد آن را بپذيرد. شناخت علت قواعد، باعث مي شود رفتار مناسب در كودك دروني شود. يعني تمايلات دروني اش، او را مطيع قوانين خانواده مي سازد. براي بيان علت قوانين به جاي اين كه از توضيحات طولاني ، كه بچه ها را خسته مي كند، استفاده كنيد. به طور خلاصه ، دليل يك دستور را بيان كنيد. مثلاً : "ديگران را نزن ! چون بدنشان درد مي گيرد"  يا " وقتي اسباب بازي را از دست بچه هاي ديگر مي گيري ، آنها ناراحت مي شوند، چون هنوز بازيشان تمام نشده است. "

 

 

۷- چاره ديگـــــري پيشنهاد كنيد.

هرگاه رفتار كودكي را محدود كرديد، سعي كنيد به يك فعاليت قابل قبول ديگر اشاره كنيد. از اين طريق شما مستبد به نظر نمي رسيد و فرزندتان حس نمي كند كسي اختيارش را سلب كرده است و احساس محروميت هم نمي كند. بنابراين مي توانيد بگوييد : « پسرم نمي تواني قبل از شام شكلات بخوري ، اما بعد از شام مي تواني بستني و هم شكلات مورد علاقه ات را بخوري » با پيشنهاد چاره ي ديگر مي توانيد ، هنگامي كه احساس كودك شما قابل پذيرش است، او را تربيت كنيد.

 

 

۸- در تــــــــــربيت كـــــودكان ثابت قـــدم باشيد.

تعيين حد و مرز براي كودكان ، هنگامي مؤثر است كه اين قوانين ثابت باشند. به عبارت ديگر، در هر خانه بايد ضوابط خاصي حاكم باشد و والدين همواره به آن پايبند باشند و آن را تغيير ندهند. مثلاً اگر ساعت خواب ، يك شب هشت و شب ديگر هشت و نيم  و شب بعد نُه باشد ، به جاي همراهي ، مقاومت بچه ها را در پيروي از اين برنامه به دنبال خواهد داشت. سختي اين روش در اين است كه قوانين مهم و روزمره خانواده بايد هر روز به موقع اجرا شوند تا تأثير گذار شوند.

 

 

۹- رفتــــار ناپسند را تذكـــــــر دهيد.

مهم نيست بدرفتاري كودك چه باشد، ما بايد براي او روشن كنيم كه رفتارش را ناپسند مي دانيم و آن را قبول نداريم. بنابراين به جاي اين كه بگوييم « پسر بد» يعني خودت را قبول نداريم، بايد بگوييم « كتك كاري نكن » يعني رفتارت را رد مي كنيم.

 

 

۱۰- احساسات و عـــــواطف خود را كنتــــرل كنيد.

بنا به گزارش پژوهشگران ، هنگامي كه والدين عصباني هستند ، فرزندان خود را شديداً تنبيه مي كنند و بيشتر از قبل مورد آزار زباني و بدني قرار مي دهند ، گاهي اوقات به جاي خشونت و رفتار خصمانه بايد آرامش خود را حفظ كنيم، نفس عميق بكشيم و تا ده بشماريم . اساساً تربيت يعني آموزش رفتار صحيح به كودكان ، اما اگر شما عصبي يا احساساتي باشيد نمي توانيدآموزش را به طور مؤثر انجام دهيد. مثلاً به جاي اين كه به كودك خود حمله كنيد و حرف ناشايستي به او بزنيد  بهتر است يك لحظه صبر كنيد ، بعد با آرامش از او بپرسيد « اينجا چه خبر است؟ » . همه ي كودكان به راهنمايي والدين براي شناخت رفتار پسنديده نياز دارند. مهارت ما در ايجاد قوانين و محدوديتها ، همكاري بيشتري از جانب فرزندان براي ما به ارمغان مي آورد.



:: بازدید از این مطلب : 339
|
امتیاز مطلب : 38
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
تاریخ انتشار : 17 مهر 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : کمالی


                                                                

همه ما مي خواهيم فرزندانمان حرف شنو باشند . وقتي فرياد مي زنيم كه بايست ! نرو وسط خيابان ؛ توقع داريم كودكمان اطاعت كند . يا اگر به او مي گوييم كه برو مسواك بزن ، يا بخواب ، توقع داريم بدون هيچ حرفي اين كار را انجام دهد.

خيلي اوقات ، وادار كردن بچه ها به اين كه رفتار شايسته اي داشته باشند مشكل است . روش " هر چه مي گويم همان است "  كه بيشتر والدين به آن متوسل مي شوند ، معمولاً بي فايده است . خوشبختانه روش هايي براي اداره رفتار بچه ها وجود دارد كه بدون برخورد ، بدون اشك و قهر ، فرياد ، كتك كاري ، يا توهين ِ زباني است . در اين مبحث سعي كرده ايم اصولي را ارائه دهيم كه عمل به آنها به شما و فرزندتان كمك مي كند تا به هدف مطلوب برسيد . شروع واقعي اين گونه تربيت ، از سال هاي آغاز كودكي است . به خاطر داشته باشيد كه در سنين پيش دبستاني ، بچه ها كارهاي عادي روزمره و مهارت نظم و انضباط را كه لازمه زندگي است ، به راحتي ياد مي گيرند. براي تسليم كردن كودكان روشي كلي وجود دارد كه در همه شرايط ، مفيد است. آنرا ياد بگيريد و بعد در زمينه هاي مختلف امتحان كنيد .

 

۱- بـــــرخورد مثبت داشته باشيد

به رفتار مناسب فرزند خود توجه كنيد و در همان لحظه از آن تعريف كنيد . سپس از او درخواست نماييد ( يا او را راهنمايي كنيد ) تا فعاليت بعدي را انجام دهد . در اين روش براي هر كاري كه كودك درست انجام مي دهد امتيازي قائل شويد ،  به نوعي كه گويي جادويي در كار است ، او به طور باور نكردني ، درخواست هاي بعدي را اجابت مي كند.  به طور مثال به او بگوييد :

- آفرين كه يك ليوان شير خوردي . حالا بيا كمي تخم مرغ بخور .

- خيلي خوب مسواك زدي . حالا بيا لباس خوابت را بپوش .

 

۲- بـــــراي كنتـــــــرل او به نرمــــي رفتار كنيد

هر گاه ازكودك خود خواهشي داريد ، به سمت او برويد و به نرمي او را لمس كنيد . به طوري كه حضور شما تقريباً  موافقت كودكتان را ضمانت كند . اكنون درست در جايي هستيد كه فرمان شما به يك عمل تبديل مي شود . شما مي خواهيد فرزندتان ميز را بچيند ، اگر با فرياد از او بخواهيد كه از آن طرف خانه بيايد و ميز را بچيند ، حتماً مؤثر نخواهد بود ؛ بهتر است نزد او برويد و آنچه كه مي خواهيد به او بگوييد ، سپس با او به آشپزخانه برويد . هنگامي كه خواهر و برادر مشغول نزاع و درگيري هستند ، نبايد با داد و بيداد دعوا را متوقف كنيد . به جاي آن  ، به طرف آنها برويد و صحبت كنيد . خيلي اوقات همين آرامش شما براي ساكت كردن بچه ها كافي است . اگر مي خواهيد موافقت كودك خود را جلب كنيد كمتر از " نه مؤكد " استفاده كنيد و حتي المقدور از حبس كردن او در اتاقش خودداري نماييد .

 

۳- فـــــرزند خود را دوباره راهنمايـــــي كنيد

فرزند خود را به سمت رفتار پسنديده هدايت كنيد . اگر او به چيزي دست مي زند كه  نبايد  دست بزند ، به او بفهمانيد كه دقيقاً چه چيزهايي را مي تواند لمس كند يا بردارد . اگر او روي مبل بالا و پايين مي پرد ، به جاي اينكه او را سرزنش كنيد ، جايي را كه مي تواند جست و خيز كند  به او نشان دهيد .

 

۴- اشياء مخــــرب را از دستــــرس كــــودك دور كنيد

اگر فرزندتان روي ديوار رنگ آميزي مي كند ، مداد رنگي را از دسترسش دور كنيد و برايش توضيح دهيد كه چطور مي تواند از مداد رنگي به درستي استفاده كند .

 

۵- عــــزت نفس كــــودكان را از بين نبريد

اگر فرزند خردسالتان روي ميز ايستاده و مي خواهيد او را پايين بياوريد ، به او بگوييد " اجازه نداري روي ميز بايستي ، خودت پايين مي آيي  يا من كمكت كنم ؟ " در اين صورت شما به نوعي ناتواني هاي او را مهار مي كنيد و اعتماد به نفس از شما به فرزندتان انتقال مي يابد .

 

۶- فـــــرزند خود را بـــــراي حضـــــور در جمع آمـــاده كنيد

اگر فرزند شما در حضور ديگران بد رفتاري كند ، باعث خجالت شما مي شود و افرادي كه شاهد خرابكاري او هستند رنجيده مي شوند . در اين زمان اگر به او بگوييد " ساكت بنشين " ، معمولاً رفتارش بهبود نمي يابد . قبل از هر وضع جديدي همچون سوار شدن به هواپيما يا حضور در جشن تولد ، موقعيت را براي  او شرح دهيد و انتظارات واقعي خود را بيان كنيد . به طور مثال بگوييد : وقتي سوار هواپيما مي شويم ، در آنجا صندلي مخصوص خودت را داري و بايد كمربندت را ببندي . مي تواني كتاب بخواني ، چيزي بخوري يا با اسباب بازي كوچكي بازي كني . وقتي فردا به جشن تولد مي رويم ، از تو انتظار دارم شلوغ نكني و هنگامي كه دوستت كادوهايش را باز مي كند ، بنشيني و تماشا كني .

 

۷- به كـــــودك كمك كنيد كه كمــــي جلوتـــــر را ببيند

بچه ها در هر موقعيتي كه قرار دارند ، رويدادهاي بعدي را نمي بينند و فقط در لحظه زندگي مي كنند . براي همين ، هنگام گــذر از مرحله اي ديگر ، دچار مشكل مي شوند . بنا براين بهتر است هنگامي كه مي خواهيد او را از جايي كه دوست دارد به جاي ديگري ببريد ، ابتدا پنج دقيقه قبل او را مطلع كنيد كه تا چند لحظه ديگر بايد اينجا را ترك كنيد . اگر بي خبر دست او را بگيريد و به جاي ديگري ببريد باعث آزار او مي شويد .

 

۸- از جايـــــي كه بـــــــراي او مشكل ساز است دور شويد

اگر هر بار با كودكتان به سوپر ماركت رفتيد و با مشكلاتي روبرو شديد ، زماني به آنجا برويد كه كسي از او نگهداري مي كند. بهتر است مدت يك ماه به او فرصت دهيد و او را همراه خود به خريد نبريد ، اين مدت ، زمان مناسبي است كه اين چرخه منفي بشكند و به شما و فرزندتان اجازه  دهد كه روال عادي پيدا كنيد .

 

۹- كـــــودكتان را به جاي ديگـــــري ببريد

اگر در رستوران هستيد و او بهانه گيري مي كند ، كودكتان را برداريد و از آنجا خارج شويد . اغلب بيرون رفتن و انتقال او به جايي ديگر ، باعث آرامش او مي شود . كارهاي روزمره را به طور منظم انجام دهيد . لباس پوشيدن ، مسواك زدن ، باز كردن در ، تميز كردن اسباب بازيها ، رفتن به رختخواب ، همه اينها مجموعه اي هستند كه  رويدادهاي مهم روزانه محسوب مي شوند. شما مي خواهيد فرزندتان هر يك را با موفقيت پشت سر بگذارد و در گذر از هر مرحله ، رفتار مناسبي داشته باشد . اما ممكن است رفتارهاي منفي مثل فرياد زدن نيز به سرعت در روال عادي روزمره جاي بگيرد .

 

۱۰- در هــــر مـــــرحله او را راهنمايــــي كنيد

دقت كنيد كه هر يك از مراحل رشد كودكتان در كارهاي روزمره پنهان شده است . او به تدريج مي تواند كفشهايش را بپوشد و يا  به حمام برود . شما نخست بايد او را از لحاظ فيزيكي ( در هر مرحله انجام امور روزانه ) راهنمايي كنيد و بعد فقط نظاره گر باشيد . مثلاً به او بگوييد : " من نمي توانم لباست را دربياورم ؛ اما تو را تماشا مي كنم كه چطور اين كار را مي كني ."

 

۱۱- گاهـــــي بعضي امـــــور را به كـــــودك يادآوري كنيد

بچه ها به راحتي ممكن است چيزي را فراموش كنند . اين وظيفه شماست كه بعضي موارد را به آنها تذكر دهيد . مثلاً اگر كودك شما فراموش كرد به دستشويي برود . بايد با مهرباني به او بگوييد " وقت دستشويي" رفتن است . يك كلمه ي ياد آوري براي او بسيار مفيد خواهد بود .

 

۱۲-  هنگام فــــرمان دادن به كودك ، از دستورات واضح و روشن استفاده كنيد

به جاي اينكه بگوييد " اتاقت را مرتب كن " بهتر است به مورد مشخصي اشاره كنيد . يعني بگوييد كتاب ها را در قفسه آبي ، و اسباب بازي ها را در قفسه پاييني بگذار.  هر قدر فرمان هاي شما واضحتر باشد  پذيرفتن آنها براي كودك آسانتراست.

 

۱۳- علت انجام هــــر كاري را بــــراي كودك توضيح دهيد

همانطور كه شما و فرزندتان در حال مسواك زدن هستيد ، براي آگاهي او توضيح دهيد كه چه كار مي كنيد و چرا . مثلاً بگوييد : " ببين من خمير دندان را به تمام دندانم مي رسانم . مي خواهم همه ي جوجوهايي كه آنجا زندگي مي كنند را در بياورم . حالا با آب ، دهانم را مي شويم ، غرغره مي كنم و بعد آب دهانم را بيرون مي ريزم . بيا با هم اين طوري مسواك بزنيم ".

 



:: بازدید از این مطلب : 361
|
امتیاز مطلب : 42
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
تاریخ انتشار : 17 مهر 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : کمالی

                           

 

اگر مجبوريد يك حرف را چندين مرتبه براي فرزند پيش دبستاني خود تكرار كنيد تا گوش كند، اين مطلب را مطالعه  كنيد. عده اي از پدر و مادرها وقتي مي بينند فرزند كوچكشان به حرفهاي آنها در لباس پوشيدن يا در جمع كردن وسايلش و ... توجهي نمي كند و به تماشاي تلويزيون يا بازي ادامه مي دهد دائم صدايش مي كنند و فرياد مي كشند. آنها فكر مي كنند كه هر چه بيشتر حرفشان را تكرار كنند ، فرزندشان سريع تر گوش مي دهد. در حقيقت، قضيه بر عكس است. به طور معمول اگر قبل از انجام كاري گفته خود را 4 ، 5 يا 6 مرتبه تكرار كنيد، بچه مي آموزد كه نبايد گوش دهد.  بچه ها زرنگتر از آن هستند كه ما فكرش را مي كنيم. آنها ارزش زماني كه براي اولين مرتبه او را صدا مي كنيد و زماني كه واقعاً با او كار داريد را مي دانند و احتمالاً از 5 يا 10 دقيقه اضافي استفاده كرده و به بازي خود ادامه مي دهند.

 

اگرچه هنگاميكه بچه، خود را به نشنيدن زده و يا حرفتان را جدي نميگيرد، بسيار ناراحت كننده است، ولي بچه هاي 4-3 ساله از اين كه ميتوانند با بي اعتنايي و گوش ندادن، والدين را عصباني نمايند، احساس قدرت ميكنند. پس با اين قضيه به طور شخصي برخورد نكنيد. بچه ها در اين سن نميخواهند كه بد و بي ادب باشند، آنها فقط ميخواهند استقلال خود را نشان دهند. البته اكنون، تشويق به عادت خوب گوش دادن، مشكلات گوناگوني را در آينده بر طرف خواهد كرد. به طور مثال فرزندتان در مدرسه مشكل توجه بر روي چيزي را دارد و نمي تواند در درسهايش تمركز كرده و يا دستورات را دنبال نمايد. چنانچه حرفهاي شما را ناديده مي گيرد، نبايد بگوييد اين مسئله به مرور زمان به خودي خود حل خواهد شد. دستورات زير به فرزند پيش دبستاني شما كمك مي كند تا بدون آنكه خود بفهمد، دقت و توجه بيشتري بر روي مسائل داشته باشد.

 

 

·  عصبانـــــي نشـــــويد.

تلاش كنيد تا آرامش خود را حفظ كرده و با صداي آرام صحبت نماييد ، حتي اگر مجبور شديد براي چند لحظه اي به خلوتگاهي پناه آوريد. هر قدر بلندتر صحبت كنيد، مطمئناً بچه ها نه متوجه صداي بلند شما و نه مفهوم كلماتتان خواهند شد.

 

 

·  مسائــــل را بــــراي فـــــرزندتان شــــــرح دهيد .

بچه ها هنگامي كه به آنها دستور داده مي شود سر به لجبازي مي گذارند. به جاي آن كه بگوييد، چطور جرأت نمودي سنگها را پرتاب كني!، بگوييد: سنگ براي پرتاب كردن نيست، توپ را پرتاب مي كنند. بدين طريق بر روي رفتارش تأثير گذاشته و راه چاره اي را بدون پرخاشگري به او ، يافته ايد.

 

 

·  مطالب را به سادگـــــي عنـــــوان نماييد .

به جاي سخنراني كردن به نرمي ولي با قاطعيت حرف بزنيد . به اين طريق او ياد مي گيرد كه راجع به هر كاري كه بايد انجام دهد، فكر كند بدون آن كه نيازي به سرزنش و ملامت براي فراموش كاري يا گوش ندادن باشد.

 

 

·  از فـــــرزند خود بخواهيد كه مطالب مهـــم را تكــــرار كند.

اين روش موقعي مفيد خواهد بود كه مي خواهيد فرزندتان نتيجه ي كاري را بفهمد. بگوييد : «بايد ماژيك هايت را قبل از نهار جمع كني بگو ببينم كي ماژيك هايت را جمع مي كني؟

 

 

·  ارتبـــاط واقعــــي بــــرقـــــــرار سازيد.

چنانچه فرزندتان جذب فعاليتي گرديده، به آرامي دست به شانه او زده تا متوجه شما گردد. از او بخواهيد موقعي كه صحبت مي كنيد به شما نگاه كند، اگر بچه تان با چشم ارتباط  برقرار مي سازد، برايش بسيار سخت است كه لجبازي نمايد.

 

 

·  جدولـــــي را تهيــــه نماييد.

چنانچه صبح ها  سخت ترين زمان در روز است. به او مسئوليت داده و با كمكش جدولي از تمام كارهايي كه بايد انجام دهد (مسواك زدن، شستن صورت، لباس پوشيدن، خوردن صبحانه و پوشيدن كفشها) تهيه كنيد. بسياري از بچه ها دوست دارند كه جدول را بررسي كرده و موفقيت خود را اعلام نمايند.

 

 

·  به او تـــــوجه كامـــــل داشته باشيد.  

 

چنانچه مي خواهيد او به حرفهاي شما گوش دهد، بايد به گفته هايش گوش دهيد. بنابراين هنگامي كه روزنامه در دستتان است و آن را مي خوانيد با او صحبت نكنيد. تمام توجه خود را به او داده و اگر امكان پذير نيست، علت آن را برايش شرح دهيد. (عزيزم، اكنون مشغول انجام كاري هستم اما دوست دارم كه به گفته هايت گوش دهم. در عرض پنج دقيقه پيشت مي آيم و به حرفهايت گوش مي كنم.) به علاوه، به آنچه كه او مي گويد اهميت دهيد. چنانچه مي گويد كه سردش شده است ، نگوييد : اينجا آنقدرها هم سرد نيست. به جايش بگوييد: سردت شده؟ بيا برويم و لباس گرمت را برداريم.

 

 

·  بــــي جهت نگـــــران نشويد.

اكثر بچه هاي كوچك كه در گوش دادن با مشكل مواجه بوده و بعضي اوقات بي قرار مي شوند با كمبود توجه روبرو هستند. افرادي با اين مشكل، اين رفتارها برايشان به صورت عادت در آمده است، بنابراين چنانچه اين بي توجهي در زندگي روزمره اش تأثير گذاشته، بايد مورد ارزيابي قرار گيرد. به خاطر داشته باشيد، در اين زمينه بچه ها با بزرگترها واقعاً فرقي ندارند. بچه ها مي خواهند مثل شما، هنگام انجام كاري، كسي مزاحمشان نشود. اين مسئله مانند اين است كه كتاب جالبي را در دست داريد و حاضر نيستيد لحظه اي آن را كنار بگذاريد . در اين شرايط شخصي مي خواهد شما را وادار به انجام كار ديگري كند. بنابراين اگر مي خواهيد فرزندتان به آنچه كه گفته مي شود دقت كرده و آن را انجام دهد، در حالي كه او را در «هنر گوش دادن» كمك مي كنيد، صبور و با توجه باشيد.



:: بازدید از این مطلب : 373
|
امتیاز مطلب : 43
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
تاریخ انتشار : 17 مهر 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : کمالی

 آپلود عکس

 

صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیش‌تر از قصه خواندن قدرت تکلم آن‌ها را افزایش می‌دهد. روانشناسان و متخصصین کودک می‌گویند صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیش‌تر از قصه خواندن قدرت تکلم آن‌ها را افزایش می‌دهد. در صورتی که با کودکان درهنگام شب سخن بگویید قابلیت تکلم آن‌ها تا 6 برابر بهتر از حالتی که برای آن‌ها داستان می‌خوانید رشد پیدا خواهد کرد. حتی اگر کودک شما سن کمی دارد و قادر به حرف زدن نیست زمانی که صدای شما را می‌شنود و سعی می‌کند به گونه‌ای به آن‌ها پاسخ دهد مهارت‌های زبانی و تکلمی او به طرز شگفت آوری رشد می‌کند. نکته جالب توجه این است که بین سنین صفر تا 4 سال تماشای تلویزیون تقریباً هیچ تأثیری، نه مثبت و نه منفی، برروی قابلیت‌های تکلمی کودکان ندارد. از صدها سال پیش والدین برای کمک به خوابیدن کودکان یا ارتباط برقرار کردن با آن‌ها در هنگام شب برای آن‌ها قصه می‌گویند. اگر چه بسیاری از متخصصان کودک این روش را برای بهبود تکلم کودکان مفید می‌دانند اما صحبت کردن با کودکان به مراتب تأثیر بهتری روی آن‌ها دارد.

 

صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیش‌تر از قصه خواندن قدرت تکلم آن‌ها را افزایش می‌دهد. روانشناسان و متخصصین کودک می‌گویند صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیش‌تر از قصه خواندن قدرت تکلم آن‌ها را افزایش می‌دهد. در صورتی که با کودکان درهنگام شب سخن بگویید قابلیت تکلم آن‌ها تا 6 برابر بهتر از حالتی که برای آن‌ها داستان می‌خوانید رشد پیدا خواهد کرد. حتی اگر کودک شما سن کمی دارد و قادر به حرف زدن نیست زمانی که صدای شما را می‌شنود و سعی می‌کند به گونه‌ای به آن‌ها پاسخ دهد مهارت‌های زبانی و تکلمی او به طرز شگفت آوری رشد می‌کند.

 

 

نکته جالب توجه این است که بین سنین صفر تا 4 سال تماشای تلویزیون تقریباً هیچ تأثیری، نه مثبت و نه منفی، برروی قابلیت‌های تکلمی کودکان ندارد. از صدها سال پیش والدین برای کمک به خوابیدن کودکان یا ارتباط برقرار کردن با آن‌ها در هنگام شب برای آن‌ها قصه می‌گویند. اگر چه بسیاری از متخصصان کودک این روش را برای بهبود تکلم کودکان مفید می‌دانند اما صحبت کردن با کودکان به مراتب تأثیر بهتری روی آن‌ها دارد.

 

 

دانشمندان آمریکایی در تحقیقات خود متوجه شدند: بسیاری از والدین برای رشد قدرت ذهنی کودکان کتاب را انتخاب می‌کنند و گاهی این کار را در نهایت دقت و وسواس انجام می‌دهند تا بهترین تأثیر را روی کودک خود داشته باشند اما حتی بهترین کتاب‌ها هم تأثیر بسیار کم‌تری از یک مکالمه کوتاه کلمه به کلمه بین کودک و مادر دارد. دکتر فردریک زیمرمن از دانشگاه UCLA گفت: بسیاری از متخصصان والدین را تشویق می‌کنند تا برای کودکان خودشان قصه بخوانند تا به این ترتیب علاوه بر ایجاد حس آرامش در کودک او را با لغات و اصطلاحات جدید آشنا کنند. اما با این روش نقش کودک در تبادل اطلاعات نادیده گرفته می‌شود و به این ترتیب کودکان ما به اندازه کافی سخن نمی‌گویند.

 

محققین در طی یک بررسی 275 کودک را بین سنین 1 تا 4 سال مورد مطالعه قرار دادند و سعی کردند تأثیر عوامل مختلف مانند صحبت کردن آ‌نها با والدینشان، با دیگر کودکان و تماشای تلویزیون را بر قدرت تکلم کودکان بسنجند. بعدها از این کودکان آزمایشاتی به عمل آمد تا قدرت تکلم و زبان‌آموزی آنها در سنین اولیه زندگی مورد بررسی قرار گیرد. در پایان مشخص شد کودکانی که درهنگام شب و قبل از خواب با پدرو مادر خود صحبت می‌کنند نسبت به کودکانی که فقط قصه گوش می‌دهند تا 6 برابر بهتر سخن می‌گویند. آن‌ها لغات بیشتری را می‌دانستند، بهتر از کلمات استفاده می‌کردند و اشتباهات کم‌تری در صحبت کردن خود داشتند. شاید یکی از دلایل آن این است والدین در هنگام سخن گفتن با کودکانشان اشتباهات آن‌ها را تصحیح می‌کردند. چه کودکانی که به داستان گوش می‌کردند هم در قابلیت سخن گفتن خود رشد کرده بودند اما میزان آن‌ چندان قابل توجه نبود. کودکانی هم که قبل از خواب به تماشای تلویزیون می‌پرداختند تقریباً هیچ پیشرفتی از خود نشان ندادند و قدرت تکلم آن‌ها تغییر چندانی نکرد. مطالعات کارشناسان نشان داد کودکان طی یک روزبه طور متوسط نزدیک به 13 هزار لغت جدید را از طریق والدین خود می‌شنوند و همچنین نزدیک به 400 بار با والدین خود به طور مستقیم گفت‌وگو می‌کنند. والدین باید از این فرصت‌ها نهایت استفاده را ببرند و با تصحیح اشتباهات کودکان و معرفی لغات جدید به آن‌ها قدرت مکالمه کودکانشان را تا حد ممکن بالا ببرند. فقط صحبت کردن صرف با کودکان کافی نیست و والدین باید تلاش کنند کودک خود را به حرف زدن تشویق کنند.به کودکان خود اجازه دهید افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند حتی اگر در حد چند کلمه بی‌معنی است.   



:: بازدید از این مطلب : 378
|
امتیاز مطلب : 42
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
تاریخ انتشار : 17 مهر 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : کمالی

                                     

 

روان شناسی عبارت است از مطالعه و شناخت علمی چگونگی و چرایی ابعاد مختلف رفتار موجود زنده، به ویژه انسان. در این تعریف بیشترین توجه به رفتار و جنبه های مختلف آن است. به دیگر سخن، به یك معنا می توان روان شناسی را رفتار شناسی نامید، چرا كه موضوع اصلی روان شناسی به عنوان یك علم رفتاری ، مطالعه فعالیت ها و واكنش های حیوان وانسان در شرایط و موقیعت های مختلف است.

و اما منظور از " رفتار" آن دسته از حالت ها، عادت ها، فعالیت ها، كنش ها و واكنش های نسبتاً پایداری است كه از انسان سر می زند و همواره قابل مشاهده، اندازه گیری ، ارزیابی و پیش بینی است.

رفتارهای انسانی را می توان به انواع مختلف تقسیم كرد، از جمله:

رفتار شخصی

: رفتاری است كه كاملاً جنبه شخصی دارد، مثلاً فردی همواره لباس قهوه ای رنگ می پوشد و یا عادت دارد روزی سه مرتبه مسواك بزند.

رفتار شغلی

: یعنی رفتار خاص یا عادتی كه انسان در كار و حرفه از خود نشان می دهد، مثلاً همیشه بعد از نماز صبح كارش را شروع می كند ویا همواره با دو انگشت تایپ می نماید.

رفتار تحصیلی

: عبارت است از رفتار كودك یا بزرگسال در ارتباط با امور تحصیلی، فی المثل دانش آموزی همیشه قبل از تدریس معلم درس مورد نظر را مطالعه می كند و یا این كه برای یادگیری بهتر خلاصه نویسی كرده، با صدای بلند درس می خواند.

رفتار اجتماعی:

رفتار فرد در تعاملات بین فردی  و معاشرت های اجتماعی است، به عنوان نمونه خوش قول بودن و تقدم درسلام داشتن.

در ارزیابی رفتار باید توجه كرد كه رفتار چه كسی، در چه شرایط  و موقعیتی و با چه فراوانی و شدتی مورد بررسی قرار می گیرد؛ چرا كه زمانی می توانیم برداشت وتفسیر جامعی از رفتار یك فرد داشته باشیم كه شرایط زمانی و مكانی، موقعیت بروز رفتار و ویژگی های زیستی ، ذهنی و روانی وی را مورد توجه كافی قرار دهیم.

شاخه های مختلف روان شناسی

از زمانی كه روان شناسی به عنوان یك علم مستقل مطرح شده است، روان شناسان در زمینه موضوعات خاص، پژوهش های فراوانی به عمل آورده اند، به گونه ای كه امروزه شاهد شعب و شاخه های مختلف روان شناسی هستیم.

متداول ترین شاخ های روان شناسی عبارت است از:

1- روان شناسی رشد و كودك

روان شناسی كودك به مطالعه مستمر رشد از زمان تشكیل نطفه تا دوران بلوغ و نوجوانی می پردازد.

موضوعاتی از قبیل نقش وراثت و محیط در شكل گیری شخصیت كودك، چگونگی رشد بدنی، ذهنی،عاطفی، كلامی، اجتماعی ، حسی و حركتی، همچنین نحوه بازی، خویشتن داری، تقلید و همانند سازی كودك و نوجوان و تحولات دوران بلوغ در این شاخه از روان شناسی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد.

2- روان شناسی شخصیت

در این شاخه از روان شناسی ابعاد مختلف شخصیت، جنبه های ادراكی، هیجانی، ارادی و بدنی افراد و چگونگی سازگاری فرد با محیط مورد مطالعه قرار می گیرد.

3- روان شناسی اجتماعی

روان شناسی اجتماعی ازتعامل فرد واجتماع، قانون های روانی گروه ها و سازمان های اجتماعی بحث می كند و در زمینه هایی از قبیل: معیارها و هنجارهای اجتماعی، مناسبات بین گروهی، باورهای عام، تكوین بازخوردها وتغییرنگرش ها و نقش رسانه ای جمعی به مطالعه و تحقیق می پردازد.

4- روان شناسی بالینی

این رشته از روان شناسی ویژگی های شخصیتی، اختلالات عاطفی و مشكلات رفتاری افراد را با بهره گیری از ابزارهای روان شناختی مورد بررسی ودرمان قرار می دهد.

5- روان شناسی مرضی

در این شاخه از روان شناسی اختلالات عاطفی و رفتاری و بیماری های مختلف روانی مورد بررسی قرار گرفته، روش های درمانی متداول در جهت حفظ بهداشت روانی ارائه می شود.

6- روان شناسی كودكان استثنایی

روان شناسی كودكان استثنایی به مطالعه ویژگی های جسمی، روانی، حسی، حركتی، شناختی و اجتماعی كودكان عقب مانده ذهنی، نابینا و نیمه نابینا، ناشنوا و نیمه ناشنوا، ناسازگار، مصروع، كودكان معلول جسمی- حركتی، دانش آموزان مبتلا به اختلال خاص در یادگیری و كودكان و نوجوانان تیز هوش و خلاق می پردازد. این شاخه از روان شناسی همچنین در زمینه علل مختلف معلولیت، راه های پیشگیری از معلولیت و روش های اصلاح و ترمیم نارسایی ها و اختلالات رفتاری مباحثی را مطرح می كند.

7- روان شناسی تربیتی

این رشته ازروان شناسی كه درواقع مهمترین وكاربردی ترین رشته های روان شناسی است، تلاش دارد اصول، قوانین و یافته های روان شناسی و شاخه های مختلف آن را در قلمرو تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار دهد. در روان شناسی تربیتی موضوعاتی از قبیل: روشهای مختلف یادگیری و قوانین آن، فرایند تفكر و اندیشیدن، یادآوری و به یادسپاری، حافظه و فراموشی، هوش و انگیزش، سنجش و اندازه گیری و كاربرد آزمون های روانی، نقش معلم و متعلم در انتقال یادگیری، شرایط و موقعیت یادگیری، انضباط و پیشرفت تحصیلی مورد توجه و مطالعه قرار می گیرد.

روان شناسی تربیتی و قلمرو آن

همان گونه كه پیش تر اشاره شد موضوع اصلی روان شناسی تربیتی یا پرورشی به كار بستن قواعد و یافته های شاخه های مختلف روان شناسی در فرایند تعلیم و تربیت است. به عبارت دیگر هدف اصلی روان شناسی تربیتی توجه عمیق به امر مهم آموزش و پرورش و پرداختن به عوامل مؤثر در یادگیری، پیشرفت تحصیلی، سازگاری، تحول ذهنی و روانی و رشد متعادل انسان است.

اركان اصلی روان شناسی تربیتی

به طور خلاصه می توان موضوعات، پایه ها یا اركان اصلی روان شناسی تربیتی را در هفت محور زیر مورد توجه قرار داد:

1- قوانین و عوامل موثر در فرایند یادگیری

2- ویژگی های یادگیرنده یا تربیت شونده

3- موضوع یادگیری یا پیام تربیتی

4- موقیعت یادگیری یا شرایط انتقال پیام تربیتی

5- روش های تعلیم و تربیت یا انتقال پیام

6- ویژگی های مربی یا انتقال دهنده پیام

7- ارزیابی و ارزش سنجی

              



:: بازدید از این مطلب : 390
|
امتیاز مطلب : 42
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
تاریخ انتشار : 17 مهر 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : کمالی

                                                       

 

یکی از موفقیتهای مکتبهای تربیتی در این است که برنامه های خود را بر اساس نیازهای درونی و فطری افراد با ارایه شیوه های صحیح تربیتی، پایه گذاری کنند، زیرا نیازمندیهای روحی افراد با اختلاف در جنس و سن به گونه ای است که

روشی مخصوص به خود را می طلبد.

از آنجا که دختران، همسران و مادران آینده خواهند بود، خداوند در فطرت آنها شرایط و روحیات لازم مادری و همسری را قرار داده است.

در پرورش و تربیت دختران باید این اصل مورد توجه قرار گیرد که آنها را برای چه نوع زندگی و داشتن چه تحلیل و دیدگاهی از حیات آماده می کنیم؟ آیا از آنها زنانی می سازیم که فقط در صدد رفع نیازهای مادی و جسمی خود هستند؟ و یا زنانی که کسب مکارم و محاسن اخلاقی و ارزشهای معنوی را وجهه هدف خویش دارند؟

در تربیت دختران، اصل بر آموزش مسایلی است که در حال یا آینده بدان نیازمندند.

در زمان بعثت رسول اکرم(ص) فرهنگ و بافت فکری مردم عرب به گونه ای بود که دختران را مایه ننگ و بی برکتی می دانستند و برای فرار از این ننگ، آنها را زنده به گور می کردند و اسلام در مبارزه با جهالت و کج اندیشی مردم به دفاع از مقام و موقعیت زنان برخاست و به آنها شخصیت داد.

 

در تعبیرات اسلامی پسر به عنوان «نعمت خدا» و دختر به عنوان «حسنه» معرفی شده است. اگر کسی «نعمتی» در اختیارش قرار گرفت به خاطر استفاده صحیح یا غلط از آن مورد سؤال قرار می گیرد. اما «حسنه» تفضلی است از طرف خدا که باید با عنایت بیشتری به آن نگریست.

 

از طرف دیگر نیازها و روحیات پسران و دختران یکسان نیست. از مطالعات مختلف چنین بدست آمده است که محبت، رفتار انفعالی، عاطفی و حمایت کننده بیشتر به عنوان ویژگی های زنانه، و پرخاشگری، استقلال، رقابت و سلطه و حاکمیت، بیشتر به عنوان خصوصیات مردانه مطرح شده اند.

 

«دختران در مقابل خواسته های والدین و سایر بزرگسالان، بیشتر فروتنی نشان می دهند و این مسأله حتی از سنین کودکی اول نیز کاملاً محسوس است ... مدارکی وجود دارد که نشان می دهد که دختران بیش از پسران در مقابل ناسازگاریهای خانوادگی و فشارهای عاطفی تحمل دارند. همچنین پسران، بیش از دختران، دارای مشکلات عاطفی و یادگیری در محیط مدرسه می باشند. مشکلاتی مانند: ناتوانی در نوشتن و خواندن، نقایص تکلمی و مشکلات رفتاری و عاطفی.»(1)

لطافت روح دختران و دستورات اسلام در مورد حفظ احترام آنها بیانگر تفاوت ساختاری دختر و پسر است. اسلام در برآوردن نیازهای روانی و عاطفی هر یک، مطابق زمینه های فطری و غریزی آنها عمل می کند.

 

پیامبر اکرم(ص) می فرماید:

«مَنْ دَخَلَ السّوقَ فَاشْتَری تُحْفَةً فَحَمَلَهَا اِلی عیالِهِ کَانَ کَحَامِلِ صَدَقَةٍ اِلَی قومٍ محاویج وَ لْیَبْذأ بِالأنَاثِ قَبلَ الذکور.»(2)

هر کسی که از بازار هدیه ای خریداری کند و برای خانواده اش ببرد همانند کسی است که صدقه ای را برای نیازمندان با خود می برد. این فرد در هدیه خود، دختران را بر پسران مقدم بدارد.

در این کلام، روح لطیف و عاطفی دختران مورد توجه رسول اکرم(ص) قرار گرفته است و پدران را به تأمین این نیاز روحی آنها توجه داده است.

 

و باز آن حضرت می فرماید:

«خَیْرُ اَوْلادِکم البناتُ»(3)

بهترین فرزندان شما، دختران هستند.

 

اصرار به حفظ حرمت دختران به خاطر نقش آینده آنهاست. دختری که در آینده ای دور یا نزدیک در مقام مادری، همسری و مدیریت خانه قرار می گیرد باید دانستنی های ضروری این مقام را بداند، باید روح و روانش به گونه ای تربیت شده باشد که بهترین مادر و بهترین همسر باشد.

از نظر اسلام، زن عامل مودت و رحمت و سبب آرامش است. در تنگناهای زندگی، مرد را پناه می دهد و اضطراب او را فرو می نشاند. از این رو نقش عمده سازندگی در جامعه به زن برمی گردد و انسانها، هستی و رشد و کمال خود را مدیون او هستند. نقش

زنان در پیشبرد تمدن و هویت ملتها بسیار اساسی است. بسیاری از صفات و روحیات فردی و اجتماعی دختران در برخورد با مسایل فرهنگی، اقتصادی و مذهبی، در دامان مادران شکل می گیرد.

نظم، انضباط، صرفه جویی، برنامه ریزی اقتصادی، پای بندی به مذهب، چگونگی برخورد با اقوام و همسایگان، معاشرت با همسر و ... نمونه هایی از رفتار مادران در شیوه تربیت دختران است.

دختر

پرورش روانی و فرهنگی

ارتباط جسمی و روحی و روانی دختر به مادر بیشتر و عمیق تر است. دختر نمی تواند خود را جدای از مادر بداند و زندگی بدون مادر برای او مشکلات روحی و روانی به بار می آورد.

مادر محرم اسرار دختر است، چون بلوغ او زودتر از پسران است به ناچار نیاز ضروری به همدلی و صمیمیت با مادر دارد و از نظر محیطی هم ارتباط دختر با مادر بیشتر از پدر است. به همین جهت در پرورش روانی دختران باید در آنها مصونیتی را ایجاد کرد تا در برابر نابسامانی ها، مظاهر ضد ارزش، انحرافات موجود و نیرنگهای مکاران در جامعه، شخصیت و هویت خود را از دست ندهند. از این رو والدین بویژه مادران در خط مشی تربیتی خود در کنار محبت کافی به آنها، دسیسه های انحرافی جامعه و ضرورت حفظ استقلال فرهنگی را با منطق و با استفاده از نمونه های واقعی و تاریخی، بر ایشان تبیین کنند تا در ادامه راه خود دچار تزلزل و سستی نشوند. شخصیت و متانت خود را حفظ کنند و در برخورد با همنوعان خود، الگوی رفتاری قابل قبولی برای آنها باشند.

 

پرورش دینی و اجتماعی دختران

نقش معنوی مادر در شکل دهی نیازهای درونی دختر، بسیار ارزنده است. از این رو پرورش دینی دختران باید به گونه ای باشد که او را به خداوند نزدیک سازد، آنچنان که در همه کارها و حالات خدا را ناظر بر خود بداند و یقین کند که خدا دوستدار کارهای نیک اوست و در عین حال اگر خلافی مرتکب شود، مجازات می شود. باید با استفاده از حس قهرمان جویی دختران، زنان پاکدامن و باتقوای تاریخ را به آنها معرفی کرد تا در سیر علمی و عملی خود با شتابی بیشتر حرکت کنند.

مادر باید مسایل اعتقادی مانند توحید، نبوت، عدل، معاد، بهشت و جهنم، ثواب و عقاب را با زبانی ساده و متناسب با فهم آنان برایشان بیان کند.

آموزش مکارم و محاسن اخلاقی از ضروریات زندگی انسانها بویژه زنان و دختران است، زیرا زندگی بدون اخلاق و تربیت بدون معنویت بی معناست و انسان را به جنایت و نگرانی سوق می دهد.

 

مکارم و محاسن اخلاقی چیست؟

خلقیاتی که معیار انسانیت و حاکی از بزرگواری طبع و تعالی و رشد روحانی است، مکارم اخلاقی نامیده می شوند. مانند رعایت انصاف و عدالت، گذشت، فداکاری، وفاء به عهد و امانتداری و ... اوصافی که مایه حسن روابط اجتماعی و باعث جلب منافع مادی و بهبود زندگی است، محاسن اخلاقی نامیده می شوند. مانند: خوشرویی و تبسم با مردم، احترام به دیگران، پاکیزگی لباس و بدن، ادب در گفتار، عیادت بیماران، تسلیت مصیبت زدگان و رسیدگی به امور محرومان و ... اگر چه این صفات دلیل بر حقانیت صاحبان آن صفات نیست.

اگر می خواهیم دختران، بددهن نباشند و از خودنمایی و ظاهرفریبی بپرهیزند، خودآرایی را نشانه عظمت و ارزش خود ندانند، با اطرافیان رفتار ناشایست نداشته باشند و در اجتماعات از فخرفروشی و تحقیر دیگران بپرهیزند، باید نقش معنوی مادر را تقویت کرد و او را از این انحرافات باز داشت.

مادری که دایم درگیر نزاع با شوهر است و با او کنار نمی آید، روح امید به داشتن یک زندگی خوب را در دخترش می میراند و او را نسبت به زندگی آینده اش مأیوس می کند، زیرا دختران برای رفتارهای آینده اجتماعی خود، برخوردهای مادران را الگو قرار می دهند و شیوه های برخورد با همسرانشان را از مادرانشان یاد می گیرند.

دختری که قدم به زندگی جدید گذارده و شوهرداری را آغاز کرده است، به جهت ناآشنایی او و شوهر جوانش به رموز زندگی و شیوه همسرداری، با مشکلات و نابسامانیهای موقت مواجه می شود که با مادر و خواهرانش در میان می گذارد و از آنها چاره جویی می کند. در اینجا، مادر دو شکل راهنمایی و موضع گیری می تواند داشته باشد:

1ـ دخترم هر کس در اول زندگی با این مشکلات روبه رو است و تا آشنایی با روحیات یکدیگر و استحکام پایه های زندگی، با صبر و حوصله و استفاده از جاذبه های زنانگی می توان اخلاق مرد را عوض کرده و زندگی را به کام خود شیرین نمود.

2ـ اگر می خواهی شوهرت اصلاح و مطیع شود، با او قهر کن، در مسایل غذا، لباس و زناشویی، به او بی اعتنا باش تا شاید به خود آید و دست از بی مهری و لجبازی بردارد.

در نوع دوم، از راهنمایی دختر جوان به واسطه بی توجهی مادرِ به ظاهر دلسوز، پایه های بغض و کینه با شوهر را بنا می گذارد و در نقش اصلی خود که آرام بخشی به شوهر است، اختلال ایجاد می کند. از این رو بهترین مادران، کسانی هستند که دخترشان را به شوهر علاقه مند سازند و او را از نافرمانی در مقابل شوهر باز دارند. آنان را به زندگی امیدوار سازند و ارزش تربیت خوب فرزندان را به آنان بنمایانند.

          



:: بازدید از این مطلب : 357
|
امتیاز مطلب : 46
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
تاریخ انتشار : 17 مهر 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : کمالی

اکثر کودکان هنگام جدایی یا دوری از مادر (مراقبت کننده اصلی) احساس ناراحتی و اضطراب می کنند. این ناراحتی و اضطراب در بین سنین 8 ماهگی تا 3 سالگی طبیعی است و اضطراب جدایی نامیده می شود که البته گذر از این مرحله با توجه به خلق و خوی کودک و مهارت های فرزند پروری والدین متفاوت می باشد. در این سنین بهتر است مراقبت کننده کودک، خود مادر باشد و فرزند خود را بیش از حد تنها نگذارد، اما از آنجایی که در خیلی از موارد این امر امکان پذیر نمی باشد، لذا بهتر است زمانی را که در کنار کودک خود هستید، وقتتان را به اندازه کافی به او اختصاص داده، با او بازی کرد و نیازهای او را بر آورده نمایید.

وابستگی

 از کودکان در سنین بالاتر نیز در هنگام جدا شدن از والدین دچار اضطراب می شوند که این ترس و اضطراب دیگر طبیعی تلقی نشده و با توجه به در نظر داشتن این نکته که نباید کودک را به دلیل اضطرابش مورد تمسخر قرار داد می بایست جهت بر طرف نمودن مشکل پیش آمده اقدام نمود.

 

این نوع اضطراب که بین سنین 3 سالگی تا 18 سالگی اتفاق می افتد، در صورتی که حداقل به مدت 4 هفته ادامه داشته باشد و حداقل 3 مورد از 8 مورد مطرح شده در ذیل را دارا باشد تحت عنوان اختلال اضطراب جدایی شناخته می شود.

1- ناراحتی شدید و مداوم در زمانی که جدایی از خانه یا مظاهر اصلی دلبستگی (مراقبت کننده اصلی) رخ می دهد یا احتمال آن وجود دارد.

2- نگرانی شدید و مداوم در مورد از دست دادن یا آسیب دیدگی احتمالی مظاهر اصلی دلبستگی (مراقبت کننده اصلی).

3- نگرانی شدید و مداوم در مورد اینکه یک رویداد ناگوار باعث جدایی از مظاهر اصلی دلبستگی (مراقبت کننده اصلی) خواهد شد (مانند گم شدن یا دزدیده شدن).

4- اکراه یا خودداری مداوم از رفتن به مدرسه (مهد کودک) یا جاهای دیگر به دلیل ترس از جدایی.

5- ترس شدید و مداوم یا اکراه از تنها ماندن در خانه یا اماکن دیگر بدون حضور مظاهر اصلی دلبستگی  (مراقبت کننده اصلی) یا افراد بزرگ تر.

6- اکراه یا خودداری مداوم از خوابیدن بدون حضور یکی از مظاهر دلبستگی و یا خوابیدن در مکانی غیر از خانه خود.

7- کابوس های مکرر درباره موضوع جدایی.

8- شکایات مکرر از نشانه های ناراحتی بدنی (مانند: سردرد دل درد، تهوع یا استفراغ) هنگامی که جدای از مظاهر اصلی دلبستگی رخ داده یا احتمال آن وجود دارد.

 

کودکم به تنهایی در اتاق نمی خوابد و شب ها کابوس می بیند!!!

اگر نیمه های شب کودک از خواب بیدار شد و شروع به گریه کرد، به سراغ او رفته و قبل از اینکه چراغ را روشن کنید، او را در آغوش گرفته و آرام کنید. بعد از اینکه کودکتان آرام شد می توانید چراغ را روشن نمایید. این موضوع بسیار اهمیت دارد چرا که کودک در تاریکی آرامش را تجربه می کند و به مرور ترس او از تاریکی از بین می رود.

در این اختلال (اختلال اضطراب جدایی)، کودک مشکلات فراوانی را در خوابیدن نشان می دهد. از جمله اینکه انتظار دارد در رختخواب والدین خود بخوابد و چنانچه در اتاق بسته باشد و به او اجازه ورود ندهند، پشت در می خوابد. دیدن کابوس و ترس های بیمارگونه، از دیگر علائم مربوط به این اختلال می باشد به این ترتیب که در زمان خواب دچار کابوس شده، از خواب می پرد و گریه می کند.

اضطراب های کودک در این اختلال، بیشتر از این ناشی می شود که او ترس شدیدی نسبت به مرگ، گم شدن، ترک کردن و از دست دادن مادر خود دارد و خواب هایی که می بیند ممکن است مربوط به یک غول، گرگ، دزد و ... باشد که به سراغ او آمده و می خواهند به نوعی او و مادرش را از یکدیگر جدا کنند. در اینجا نکاتی وجود دارد که والدین لازم است آنها را مد نظر قرار دهند. هیچ گاه کودک را به رختخواب تان نیاورده و او را در رختخواب خودش بخوابانید. اگر کودک خیلی بی تابی می کرد مشروط بر اینکه بعد از خوابیدن به اتاقتان باز خواهید گشت می توانید در کنار او بمانید. در زمان خواب، داستان های خوشایند برایش تعریف کنید و از گفتن داستان هایی که در آن گرگ، غول و موجودات ترسناک هستند به شدت پرهیز کنید.

بر فیلم ها و کارتون هایی که تماشا می کند نظارت داشته باشید. فیلم های ترسناک و کارتون های خشونت بار تاثیر ناخوشایندی بر کودکان می گذارد.

 

اضطراب جدایی

کودکم به من خیلی وابسته است!!

کودکان مضطرب غالبا برای اینکه توجه والدین را به خود جلب کنند، زیاد سوال می کنند، برای کارهای خود هر چند هم که کوچک باشد به آنها مراجعه می کنند و بسیار وابسته هستند. اما لازم است که مادران برای تقویت استقلال کودک خود کوشا باشند. البته این بدان منظور نیست که توجه و محبت خود را از کودک دریغ نمایند و از کودک خود توقع داشته باشند که تمامی مسائل مربوط به خود را مستقل از کمک والدین انجام دهد. برای این منظور مادران می توانند تکالیف کوچکی را برای فرزند خود در نظر گرفته و آن را به او محول کنند. می توانید به او آموزش دهید که چگونه کیف مهد کودک یا مدرسه خود را آماده کند و در نهایت از او بخواهید که به تنهایی این کار را انجام دهد. در اینجا تقویت رفتار مطلوب کودک از طریق پاداش دادن، بسیار موثر خواهد بود. موارد دیگری از جمله پوشیدن جوراب ها و کفش ها، انجام دادن تکالیف به تنهایی و ... نیز مفید می باشد.

 

 

زمانی که می خواهم کودک خود را به مهد کودک یا مدرسه ببرم بی تابی می کند!!

کودکانی که دچار اختلال اضطراب جدایی هستند، بیشترین مشکل را زمانی نشان می دهند که می خواهیم آنها را راهی مدرسه یا مهد کودک کنیم و یا به یک مراقبت کننده دیگر بسپاریم. برخی از والدین زمانی که گریه و التماس  کودک خود را می بینند و یا زمانی که با حالات فیزیکی ناخوشایند او از قبیل تهوع و استفراغ و یا دل درد و سردرد مواجه می شوند از روی محبت و دلسوزی کودک را به منزل باز می گردانند و یا در کنار او می مانند، در حالی که این اعمال نه تنها به نفع کودک نیست بلکه شرایط را بدتر نیز می گرداند و کودک را وابسته تر می کند. برای جلوگیری از این مشکلات لازم است که به برخی نکات توجه داشته باشید.

هدیه ای برای کودکتان در نظر گرفته و به او یادآور شوید هنگامی که برگشتید تا او را به منزل ببرید هدیه را برایش می برید. به این ترتیب کودک مطمئن می شود که شما بازخواهید گشت.

از روزهایی که به مدرسه می رفتید و خاطرات خوشایندتان برای فرزند خود تعریف کنید.

بدون اطلاع کودک خود را ترک نکنید. مراسم خداحافظی را طولانی نکرده، هنگام ترک کودک را ببوسید، او را نوازش کرده و با خوشرویی از او خداحافظی نمایید. توجه داشته باشید که ممکن است کودکتان خیلی بی قراری کند اما در این مورد اصلا نگران نباشید چرا که بعد از مدتی، آرام خواهد شد.

 

- هدیه ای برای کودکتان در نظر گرفته و به او یادآور شوید هنگامی که برگشتید تا او را به منزل ببرید هدیه را برایش می برید. به این ترتیب کودک مطمئن می شود که شما بازخواهید گشت.این هدیه می تواند یک بستنی، کتاب، کارتون و یا حتی رفتن به پارک باشد. چیزی که در اینجا اهمیت دارد فراموش نکردن قولی است که به او داده اید.

زمان بازگشت خود را با توجه به ادراک کودک به او یادآور شوید چرا که کودکان درک درستی از زمان ندارند. برای مثال می توانید به او بگویید بعد از اینکه نهار خود را خورد شما باز خواهید گشت.

- اگر قرار است که شما برای آوردن فرزندتان از مدرسه به منزل به دنبال او بروید حتما خودتان این کار را انجام داده و اگر شرایط فراهم نبود و قرار شد که شخص دیگری این کار را انجام دهد حتماً به کودکتان اطلاع دهید.

- روابط خارج از مهد کودک یا مدرسه را با والدین دوستانش ترتیب دهید و اجازه دهید که کودکتان با دوستانش در منزل تان بازی کند. به این ترتیب برای دیدن دوستانش در مهد کودک یا مدرسه تمایل بیشتری نشان خواهد داد.

در پایان توجه داشته باشید، در صورتی که با استفاده از راهکارهای ارائه شده، نتوانستید بر اضطراب کودک خود قایق آیید، حتما لازم است که به یک متخصص مراجعه نمایید.



:: بازدید از این مطلب : 367
|
امتیاز مطلب : 41
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
تاریخ انتشار : 17 مهر 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : کمالی
تولد نوزاد

پدران باید حواس‌شان به این نکته باشد که مادر شدن فرآیندی خسته‌کننده و طاقت‌فرساست....

 می‌پرسید چرا؟ برای پاسخ، کافی است خودتان از مادری که چند ماه از تولد کودکش گذشته بپرسید آیا انرژی همیشگیش را دارد؟ اغلب افراد پاسخ می‌دهند: نه! حتی خودتان می‌توانید ظاهر خسته آنها را ببینید. به هر حال اضافه شدن مسایل دوره نقاهت بارداری و زایمان، تطابق با نقش جدید مادری و انجام کارهای روزمره به علاوه کم‌خوابی، باعث می‌شود او یک مادر خسته باشد. اما اینکه شما چه‌طور می‌توانید بین خستگی طبیعی در مادر و خستگی که نیازمند کمک و حمایت شما است تفاوت قایل شوید، مهم است. برای این کار باید علل این خستگی را بدانید. پزشکان معتقدند قطع مکرر خواب به دلیل شیردهی یا تعویض پوشک نوزاد یا گریه‌های شبانه او، محرومیت از خواب، افسردگی یا اضطراب، کم‌خونی‌ ،تغذیه نامناسب، کمبود برخی موادمعدنی، کمبود استروژن و شاید هم نارسایی و کم‌کار شدن غده فوق‌کلیه می‌توانند از جمله علل این خستگی باشند. خیلی از مشکلات سلامتی در مادرانی که تازه زایمان کرده‌اند به علت بی‌خوابی‌شان است. حتما می‌پرسید چرا همسرتان نمی‌تواند خوب بخوابد. پرسش خوبی است. علاوه بر اینکه برنامه خواب و شیر خوردن نوزاد این روند را مختل می‌کند، ترشح آدرنالین اضافه که به مادر در طول روز کمک می‌کند تا مسوولیت بچه را داشته باشد، در هنگام شب نیز او را بیدار نگه می‌دارد. نگرانی و اضطراب نیز از جمله دلایل دیگرند. به چند اقدام موثر که شما همسران آگاه و تازه‌پدرهای حامی می‌توانید انجام بدهید اشاره می‌کنم:

برای ساعت هایی نوزاد خود را به خانواده خود یا همسرتان بسپارید و با همسرتان به یک محیط شاد و تفریحی بروید . و سعی کنید در این زمان اندک او را  از اشتغالات ذهنی فارغ کنید و فرصتی برای تغییر روحیه او به وجود آورید.

برنامه‌ای را طراحی کنید که شما و همسرتان درست زمانی که کودک خواب است، بخوابید. بی‌خوابی باعث می‌‌شود تا از بودن با کودک خود به سرعت خسته شوید.

قطعا در طول مرخصی پدرشدن (چند روز یا حدود یک هفته مرخصی بگیرید) می‌توانید کارهای نوزاد و نوبت خواب را در نظر بگیرید.

از همسرتان بخواهید شیر خود را آماده کرده و چند ساعتی استراحت کند و شما در این زمان می‌توانید به نوزاد شیر بدهید یا پوشک او را عوض کنید.

اگر گریه بچه مانع خواب است از داروخانه گوش‌بند مخصوص تهیه کنید و هر کدام در نوبت خواب از آن استفاده کنید. بعد از اینکه مرخصی‌تان تمام شد و به سر کار برگشتید، می‌توانید شب‌های جمعه و شنبه عهده‌دار این مسوولیت شوید.

 

سعی کنید در تعطیلی آخر هفته در طول روز بخوابید. نکته مهم دیگر آن است که می‌توانید کودک را بیدار کنید و شیرش را زودتر از موعد به او بدهید. اگر ساعت 10 شیر خورده است و وقت بعدی ساعت 1 صبح است و شما می‌خواهید ساعت 12 نیمه شب بخوابید، نترسید. او را بیدار کنید و مجددا شیر بدهید. این کار باعث می‌شود او تا ساعت 3 بخوابد و شما هم استراحت کنید. اما گاهی شما به عنوان پدر نمی‌توانید مرخصی بگیرید یا از خواب خود کم کنید و هم‌زمان تمرکز روی کارتان هم داشته باشید. اگر چنین است راهکار ما را در هفته بعد بخوانید.

 

گاهی پای درد و دل همسرتان بنشینید. فراهم سازی زمینه ای برای حرف زدن و بازگو کردن مسئولیت ها و مشغله ها و دریافت همدلی از سوی شنونده می تواند به تخلیه هیجانی او منجر شده و انرزی او را برای ادامه تقویت نماید .

 

برای ساعت هایی نوزاد خود را به خانواده خود یا همسرتان بسپارید و با همسرتان به یک محیط شاد و تفریحی بروید . و سعی کنید در این زمان اندک او را  از اشتغالات ذهنی فارغ کنید و فرصتی برای تغییر روحیه او به وجود آورید.

گاهی پای درد و دل همسرتان بنشینید. فراهم سازی زمینه ای برای حرف زدن و بازگو کردن مسئولیت ها و مشغله ها و دریافت همدلی از سوی شنونده می تواند به تخلیه هیجانی او منجر شده و انرزی او را برای ادامه تقویت نماید .

 

پس از این که نوزاد شما کمی بزرگتر شد برنامه یک مسافرت دو یا سه روزه را بچینید . تغییر آب و هوا و دور شدن از شرایط معمول زندگی می تواند شما و همسرتان را برای شروعی مجدد آماده تر سازد .

 

مشغله زندگی نباید اجازه دهد که شما ابراز محبت و عاطفه را از یکدیگر دریغ کنید. بنابراین چنین زمانی را حتما به یکدیگر اختصاص دهید .



:: بازدید از این مطلب : 309
|
امتیاز مطلب : 60
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15
تاریخ انتشار : 17 مهر 1389 | نظرات ()

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد